ترجمه "turbidness" به فارسی
تیرگی, درهم برهمی بهترین ترجمه های "turbidness" به فارسی هستند.
turbidness
noun
دستور زبان
The state or condition of being turbid. [..]
-
تیرگی
noun -
درهم برهمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " turbidness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "turbidness" با ترجمه به فارسی
-
تیرگی · کدری
-
(آبگونه) کدر · (دود یا ابر) غلیظ · آشفته · ابری · انبوه · بی سر و ته · تیره · درهم و برهم · لای گرفته · مغشوش · همفشرده · پریشان · چگال · کدر · گل آلود
-
جریان آب گل آلود (که با سرعت بیشتر و در ته رود یا دریا حرکت می کند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن