ترجمه "turbinate" به فارسی

طوماری, حلزونی, قیفی بهترین ترجمه های "turbinate" به فارسی هستند.

turbinate adjective verb noun دستور زبان

Shaped or spinning like a top. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طوماری

    adjective
  • حلزونی

    adjective
  • قیفی

  • ترجمه های کمتر

    • مخروطسان
    • (گیاه شناسی - کالبد شناسی) پیچکی
    • استخوان طوماری
    • صدف طوماری
    • طوماری (turbinated و turbinal هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turbinate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "turbinate"

عباراتی شبیه به "turbinate" با ترجمه به فارسی

  • ماشینهای توربین
  • توربین آبی
  • توربین بادی
  • توربین بخار
  • (مکانیک) توربین گازی (که از اشتعال سوخت و هوای فشرده کار می کند) · توربین گاز · توربین گازی
  • (مکانیک) توربین · توربین · چرخش زا
  • فرفره ای · پیچی شکل
  • توربین هوای رم
اضافه کردن

ترجمه های "turbinate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه