ترجمه "turbine" به فارسی
توربین, (مکانیک) توربین, چرخش زا بهترین ترجمه های "turbine" به فارسی هستند.
turbine
noun
دستور زبان
any of various rotary machines that use the kinetic energy of a continuous stream of fluid (a liquid or a gas) to turn a shaft [..]
-
توربین
nounrotary mechanical device that extracts energy from a fluid flow
Yeah, I'm just finishing up those turbine engine bits as we speak.
آره ، من داشتم اون تیکه های توربین موتورو درست میکردم همونطور که صحبت کردیم.
-
(مکانیک) توربین
-
چرخش زا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " turbine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "turbine"
عباراتی شبیه به "turbine" با ترجمه به فارسی
-
ماشینهای توربین
-
توربین آبی
-
توربین بادی
-
(گیاه شناسی - کالبد شناسی) پیچکی · استخوان طوماری · حلزونی · صدف طوماری · طوماری · طوماری (turbinated و turbinal هم می گویند) · قیفی · مخروطسان
-
توربین بخار
-
(مکانیک) توربین گازی (که از اشتعال سوخت و هوای فشرده کار می کند) · توربین گاز · توربین گازی
-
فرفره ای · پیچی شکل
-
توربین هوای رم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن