ترجمه "turbo" به فارسی

توربو, باتیلوس بهترین ترجمه های "turbo" به فارسی هستند.

turbo adjective noun دستور زبان

turbocharger [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توربو

    taxonomic terms (animals)

    I saw him getting into his turbo carrera, and he saw me too,

    من ديدمش که داشت سوار توربو کرراش ميشد و اونم منو ديد

  • باتیلوس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turbo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "turbo" با ترجمه به فارسی

  • مولد توربینی
  • توربینی · دارای چرخشزا · دورانی · پیشوند: توربین دار · چرخشی
اضافه کردن

ترجمه های "turbo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه