ترجمه "twentieth" به فارسی

بیستم, بیستمین, یک بیستم بهترین ترجمه های "twentieth" به فارسی هستند.

twentieth adjective noun دستور زبان

The ordinal form of the number twenty. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیستم

    adjective noun

    Madrid tells me the dates have to be between the sixteenth and twentieth of June.

    مادرید به من گفته که باید تاریخ تحویل ما بین شانزدهم تا بیستم ماه ژوئن باشد.

  • بیستمین

    adjective noun

    Kate returned to Klipdrift in time to celebrate her twentieth birthday.

    کیت به موقع به کلیپ دریفت بازگشت تا بیستمین سال تولدش را جشن بگیرد.

  • یک بیستم

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • بیستمی
    • شماره ی بیست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " twentieth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "twentieth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه