ترجمه "twenty" به فارسی
بيست, ۲۰, بیست بهترین ترجمه های "twenty" به فارسی هستند.
twenty
noun
adjective
numeral
دستور زبان
The cardinal number 20, occurring after nineteen and before twenty-one. [..]
-
بيست
numeralcardinal number [..]
Then, in twenty minutes, gather at the runway.
به باند فرود در عرض بيست دقيقه گزارش بدين.
-
۲۰
cardinal number
He gripped the rock harder and the dark shape paused about twenty yards up the cut.
است و سنگ رامحکمتردردست فشرد وجسم سیاه درفاصله ۲۰ متری ازبالای دیواره ایستاد.
-
بیست
adjectiveJapan is now very different from what it was twenty years ago.
ژاپن از آنچه که بیست سال پیش بود، بسیار تفاوت دارد.
-
ترجمه های کمتر
- bist
- اسکناس بیست دلاری (یا بیست پوندی)
- بیست (02)
- عدد بیست
- عدد یا شماره ی بیست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " twenty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "twenty"
عباراتی شبیه به "twenty" با ترجمه به فارسی
-
بیست و چهار
-
بیست و یک · رجوع شود به blackjack
-
(چشم و بینایی) دید طبیعی · دید 02/02
-
بیست هزار فرسنگ زیر دریا
-
عدد بیست
-
یک چهارم پوند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن