ترجمه "tyranny" به فارسی

ظلم, بیداد, استبداد بهترین ترجمه های "tyranny" به فارسی هستند.

tyranny noun دستور زبان

A government in which a single ruler (a tyrant) has absolute power. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ظلم

    noun

    extreme severity or rigour

    Your father's tyranny will be the end of us all.

    تاوان ظلم و ستم باباتو همش ما بايد بديم

  • بیداد

    noun
  • استبداد

    noun

    All tyranny needs to gain a foothold is for men of conscience to remain silent.

    استبداد براي تثبيت جايگاهش فقط نياز داره که انسان هاي باوجدان ، سکوت اختيار کنن

  • ترجمه های کمتر

    • ستمگری
    • بیدادگری
    • ستم
    • خودکامگی
    • جور
    • خشونت
    • خویشکامی
    • دیکتاتوری
    • حدت
    • شدت
    • حکومت استبدادی
    • حکومت ستمگرانه
    • حکومت مطلقه
    • ظلم و جور
    • ظلم وستم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tyranny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tyranny" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tyranny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه