ترجمه "tyrant" به فارسی

ساستا, ظالم, ستمگر بهترین ترجمه های "tyrant" به فارسی هستند.

tyrant verb noun adjective دستور زبان

An absolute ruler who governs without restriction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساستا

    noun

    harsh and cruel ruler [..]

  • ظالم

    noun

    You've endorsed all the evils of that tyrant, without a twinge of conscience.

    تو همه شرارتهاي حاکم ظالم رو, بدون عذاب وجدان تاييد کردي.

  • ستمگر

    noun

    I won't be remembered as a tyrant's mercenary.

    من نمي خوام به عنوان سرباز اجير شده يه حاكم ستمگر ازم ياد كنن.

  • ترجمه های کمتر

    • جباریت
    • مستبد
    • زورگو
    • خودکامه
    • ستمکار
    • بیدادگر
    • غاصب
    • خویشکام
    • حاکم مطلق
    • سلطان ظالم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tyrant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tyrant" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی) مرغ مگس خوار امریکایی (تیره ی Tyrannidae)
اضافه کردن

ترجمه های "tyrant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه