ترجمه "ugli" به فارسی

نارنگی, (نام میوه ای که از پیوند پرتقال و نارنگی و گریپ فروت به دست می آید) آگلی بهترین ترجمه های "ugli" به فارسی هستند.

ugli noun دستور زبان

A cross between a tangerine and grapefruit, grown in the West Indies. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نارنگی

    noun
  • (نام میوه ای که از پیوند پرتقال و نارنگی و گریپ فروت به دست می آید) آگلی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ugli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ugli
+ اضافه کردن

"Ugli" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ugli در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "ugli" با ترجمه به فارسی

  • نارنگی
  • (قدیمی - خودمانی) لات شهر · چاقوکش محله · کلاه مخملی
  • آگليها · تانجلوها
  • آدم یا چیز زشت · بد خلق · بدبخت · بدریخت · بدقلق · بدقیافه · بدنما · بسیار بد · بیرحم · ترسناک · تهدیدآمیز · رکیک · زشت · زننده · زود خشم · شبست · شنیع · قبیح · قناس · مخوف · مزخج · موحش · ناخوشایند · هراس آور · وحشتناک · ورخچ · کریه · گست
  • کودک یا چیز زشت که بعدها زیبا یا موفق و غیره می شود
  • بدنمایی · زشتی · قبح · کراهت
  • آدم یا چیز زشت · بد خلق · بدبخت · بدریخت · بدقلق · بدقیافه · بدنما · بسیار بد · بیرحم · ترسناک · تهدیدآمیز · رکیک · زشت · زننده · زود خشم · شبست · شنیع · قبیح · قناس · مخوف · مزخج · موحش · ناخوشایند · هراس آور · وحشتناک · ورخچ · کریه · گست
  • آدم یا چیز زشت · بد خلق · بدبخت · بدریخت · بدقلق · بدقیافه · بدنما · بسیار بد · بیرحم · ترسناک · تهدیدآمیز · رکیک · زشت · زننده · زود خشم · شبست · شنیع · قبیح · قناس · مخوف · مزخج · موحش · ناخوشایند · هراس آور · وحشتناک · ورخچ · کریه · گست
اضافه کردن

ترجمه های "ugli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه