ترجمه "ultimately" به فارسی

نهایتاً, درنهایت, سرانجام بهترین ترجمه های "ultimately" به فارسی هستند.

ultimately adverb دستور زبان

Indicating the last item. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نهایتاً

    indicating the last item

    He ultimately overpowered the king and could have killed him.

    او نهایتاً بر پادشاه چیره شد و میتوانست او را بکشد.

  • درنهایت

    indicating the last item

    and who ultimately empowered us to tell stories

    کسایی که درنهایت به ما این قدرت را دادند که داستانهایی را تعریف کنیم

  • سرانجام

    adverb

    Gautama ultimately chose a process of intense personal meditation as the way to true enlightenment.

    گائوتاما سرانجام روند تعمّق و تفکّر عمیق را برای رسیدن به نور حقیقی انتخاب کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • نهایتا
    • بالاخره
    • در پایان
    • دست آخر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ultimately " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ultimately
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نهایتا

    Ultimately, they burned to death because of who they were.

    اشتباه گرفته شده بودن نهایتا اونا بخاطر ماهیتشون ، سوزانده شدن

عباراتی شبیه به "ultimately" با ترجمه به فارسی

  • سرانجام کیهان
  • (زبان شناسی) سازه های نهایی · عوامل نهایی
  • تقسیم وظایف نهایی
  • حالت نهایی · غایت
  • آخر · آخرین · آفدم · اجل · اخر · اساسی · اصلی · با فدم · حد نهایی · دورترین · غایی · فراترین · فرجام · فرجامین · نهایت · نهایی · واپسین · پایانی
  • مقاومت کششی نهایی
  • آخر · آخرین · آفدم · اجل · اخر · اساسی · اصلی · با فدم · حد نهایی · دورترین · غایی · فراترین · فرجام · فرجامین · نهایت · نهایی · واپسین · پایانی
اضافه کردن

ترجمه های "ultimately" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه