ترجمه "umbo" به فارسی

(در هر یک از دو کفه ی صدف) برجستگی لولا یا مفصل صدف, برجستگی یا گل میخ وسط سپر, قپه ی سپر بهترین ترجمه های "umbo" به فارسی هستند.

umbo noun دستور زبان

(biology) A boss, or rounded elevation, or a corresponding depression, in a palate, disk, or membrane; as, the umbo in the integument of the larvæ of echinoderms or in the tympanic membrane of the ear. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در هر یک از دو کفه ی صدف) برجستگی لولا یا مفصل صدف

  • برجستگی یا گل میخ وسط سپر

  • قپه ی سپر

  • گره صدف

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " umbo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "umbo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه