ترجمه "umbilicus" به فارسی

ناف, وسط, نافدیسه بهترین ترجمه های "umbilicus" به فارسی هستند.

umbilicus noun دستور زبان

(anatomy) navel [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناف

    noun

    A scar where the umbilical cord was attached.

    The cadaver is presented in two halves with bisection level with the umbilicus.

    جسد از وسط دو نيم شده از قسمت ناف دو تيکه شده

  • وسط

    noun
  • نافدیسه

  • ترجمه های کمتر

    • نافه
    • فرورفتگی ناف مانند
    • ناف سانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " umbilicus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Umbilicus
+ اضافه کردن

"Umbilicus" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Umbilicus در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "umbilicus"

اضافه کردن

ترجمه های "umbilicus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه