ترجمه "unasked" به فارسی
ناخواسته, ناخوانده, نطلبیده بهترین ترجمه های "unasked" به فارسی هستند.
unasked
adjective
دستور زبان
Not asked about. [..]
-
ناخواسته
Against the astonishment of this unasked for continued life we did not know how to turn our gift to account.
در برابر این تحیر زندگی ناخواسته که هنوز ادامه داشت، نمیدانستیم چگونه این هدیه و نعمت را به حساب آوریم.
-
ناخوانده
-
نطلبیده
-
ترجمه های کمتر
- تقاضا نشده
- درخواست نشده
- دعوت نشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unasked " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن