ترجمه "unclad" به فارسی
برهنه, لخت, عریان بهترین ترجمه های "unclad" به فارسی هستند.
unclad
adjective
دستور زبان
Without clothing or other covering. [..]
-
برهنه
adjective -
لخت
adjective noun -
عریان
-
زمان گذشته و اسم مفعول : unclothe
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unclad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن