ترجمه "uncle" به فارسی

عمو, دائی, خالو بهترین ترجمه های "uncle" به فارسی هستند.

uncle noun interjection دستور زبان

A brother or brother-in-law of someone’s parent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمو

    noun

    brother (or brother-in-law) of someone’s parent [..]

    Uncle Bob invited us to have dinner.

    عمو باب ما را برای نهار دعوت کرد.

  • دائی

    noun

    brother (or brother-in-law) of someone’s parent

    I want you to meet my uncle and aunt.

    ضم نا دلم میخواد با دائی و زن دائی من هم آشنا به شی.

  • خالو

    noun

    brother (or brother-in-law) of someone’s parent

  • ترجمه های کمتر

    • 'emw
    • daaa
    • دایی
    • عم
    • (عامیانه - برای صدا زدن شخص سالخورده) عمو!
    • (قدیمی) رجوع شود به pawnbroker
    • بابا!
    • شوهر خاله
    • شوهر عمه
    • عموجان !
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uncle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "uncle" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه - کسی که بی رو در بایستی و با شدت و در عین حال با حسن نیت نصیحت یا سرزنش می کند) عموی هلندی · بزرگ محله
  • جاودزا هطساوب ومع
  • خال · خالو · دائی · دایی
  • عم · عمو
  • کلبه عمو تام
  • دایی جان ناپلئون
  • عمو سام
  • برادر پدر بزرگ یا مادر بزرگ (granduncle هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "uncle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه