ترجمه "unclench" به فارسی

(در مورد چیز گاز گرفته شده یا گیرانداخته یا محکم گرفته) باز کردن, از هم گشودن, رها کردن بهترین ترجمه های "unclench" به فارسی هستند.

unclench verb دستور زبان

(transitive) to open (something) that was clenched [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در مورد چیز گاز گرفته شده یا گیرانداخته یا محکم گرفته) باز کردن

  • از هم گشودن

  • رها کردن

  • ول کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unclench " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unclench" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه