ترجمه "unclose" به فارسی

گشودن, آشکار کردن, باز کردن بهترین ترجمه های "unclose" به فارسی هستند.

unclose verb دستور زبان

(poetic) To open; to unclench. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گشودن

    verb
  • آشکار کردن

    Verb
  • باز کردن

    verb

    Just then Goriot's eyelids unclosed; it was only a muscular contraction

    در اینموقع، بابا گوریو چشمانش را باز کرد ولی این حرکت در اثر تشنجی بود.

  • بر ملا کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unclose " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unclose" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه