ترجمه "unconcerned" به فارسی

خونسرد, نادلبسته, نانگران بهترین ترجمه های "unconcerned" به فارسی هستند.

unconcerned adjective دستور زبان

Indifferent and having no interest; aloof. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خونسرد

    adjective

    I want to catch Jack's eye and laugh, but he looks unconcerned, as if this is perfectly normal.

    خیلی دلم میخواست به جک نگاه کنم و هر هر بخندم، اما او خونسرد به نظر میرسید. انگار همه چیز برایش عادی بود.

  • نادلبسته

  • نانگران

  • ترجمه های کمتر

    • ناوابسته
    • لاقید
    • نامربوط
    • بدون دلواپسی
    • بي خيال
    • بي دغدغه
    • بي غم
    • بی تفاوت
    • بی توجه
    • بی علاقه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unconcerned " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unconcerned" با ترجمه به فارسی

  • بی تفاوتی · بی توجهی · بی خیالی · عدم دلبستگی · عدم علاقه · لاقیدی · نگران نبودن
اضافه کردن

ترجمه های "unconcerned" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه