ترجمه "unconditional" به فارسی

بی قید و شرط, مطلق, نامشروط بهترین ترجمه های "unconditional" به فارسی هستند.

unconditional adjective دستور زبان

absolute, and without conditions, limitations, reservations or qualifications [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی قید و شرط

    adjective

    without conditions

  • مطلق

    adjective

    We recognize that he deserves—and requires—nothing less than our complete and unconditional obedience.

    یَهُوَه خواهان اطاعتی مطلق است و برای ما جای تردید نیست که او شایستهٔ چنین اطاعتی است.

  • نامشروط

    Jehovah’s blessing is not unconditional, nor is his invitation extended indefinitely.

    برکت یَهُوَه نامشروط نیست و دعوتش نیز تا ابد ادامه نخواهد داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • ناسامه
    • بی چون و چرا
    • غیر شرطی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unconditional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unconditional

An option that forwards all incoming calls unconditionally.

+ اضافه کردن

"Unconditional" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unconditional در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "unconditional" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "unconditional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه