ترجمه "underbrush" به فارسی

زيرگياه, بوته, زيراشكوب بهترین ترجمه های "underbrush" به فارسی هستند.

underbrush noun دستور زبان

The small trees and other plants that clutter the floor of a forest. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زيرگياه

  • بوته

    noun

    Sam's expression turned a bit wistful, but he led me through the underbrush, up a gradual hill.

    چهره سم کمی مشتاق تر شد، مرا از میان بوتهها به سمت تپهای کم شیب هدایت کرد.

  • زيراشكوب

  • ترجمه های کمتر

    • زیررست
    • پاجوش
    • (در بیشه و جنگل - درختچه ها و گیاهانی که زیر درخت می رویند) زیر رست
    • رويش كف جنگل
    • زیر بوته
    • زیر گیاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " underbrush " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "underbrush" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه