ترجمه "undercharge" به فارسی

(باطری) کم شارژ کردن, (جنگ افزار) کم باروت گذاشتن, ارزان فروشی بهترین ترجمه های "undercharge" به فارسی هستند.

undercharge verb noun دستور زبان

To charge less than the correct amount. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (باطری) کم شارژ کردن

  • (جنگ افزار) کم باروت گذاشتن

  • ارزان فروشی

  • ترجمه های کمتر

    • کاملا پرنکردن
    • کم (از کسی) گرفتن
    • کم (پای کسی) حساب کردن
    • کم خرج گذاشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " undercharge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "undercharge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه