ترجمه "underclothing" به فارسی
زیرپوش, لباس زیر, زیر پیراهنی بهترین ترجمه های "underclothing" به فارسی هستند.
underclothing
noun
دستور زبان
clothing worn next to the skin; underwear [..]
-
زیرپوش
noun -
لباس زیر
nounThey had nearly the same preferences in silks, patterns for underclothing, china ware, and clergymen;
درباره پارچه ابریشمی، شکل لباس زیر، ظروف چینی و کشیشها سلیقه تقریبا یکسانی داشتند،
-
زیر پیراهنی
she has begun to buy in the best linen and cambric for her underclothing.
تازه روزاموند از بهترین تترون و کتان برای خود پارچه خریده تا زیر پیراهنی بدوزد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " underclothing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "underclothing" با ترجمه به فارسی
-
زیر جامه (underwear و underclothing هم می گویند) · زیرپوش · لباس زير · لباس زیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن