ترجمه "underdo" به فارسی
از کار کم گذاشتن, درست نپختن, قصور کردن بهترین ترجمه های "underdo" به فارسی هستند.
underdo
verb
دستور زبان
(transitive, obsolete) To put under, subject. [..]
-
از کار کم گذاشتن
-
درست نپختن
-
قصور کردن
-
ترجمه های کمتر
- نیم پز کردن
- کاری را کمتر از حد نیاز انجام دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " underdo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن