ترجمه "underdone" به فارسی
کم پخته, (به ویژه گوشت) نیم خام, نیم پز بهترین ترجمه های "underdone" به فارسی هستند.
underdone
adjective
دستور زبان
insufficiently cooked; undercooked [..]
-
کم پخته
adjective -
(به ویژه گوشت) نیم خام
-
نیم پز
the salmon was always underdone.
قزل آلا همیشه نیم پز بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " underdone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن