ترجمه "undergo" به فارسی
(سختی یا تجربه و غیره) دیدن, (قدیمی) به عهده گرفتن, به خود هموار کردن بهترین ترجمه های "undergo" به فارسی هستند.
undergo
verb
دستور زبان
(transitive, obsolete) To go or move under or beneath. [..]
-
(سختی یا تجربه و غیره) دیدن
-
(قدیمی) به عهده گرفتن
-
به خود هموار کردن
-
ترجمه های کمتر
- تحمل كردن
- تقبل کردن
- تن در دادن
- دستخوش (چیزی) شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " undergo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Undergo
-
تحمل کردن، متحمل شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن