ترجمه "underlay" به فارسی

آستر, زیربند, پشتبند بهترین ترجمه های "underlay" به فارسی هستند.

underlay verb noun دستور زبان

simple past of underlie [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آستر

    noun
  • زیربند

  • پشتبند

  • ترجمه های کمتر

    • زیرکار
    • بتونه
    • (چاپ) کاغذ زیر حروف
    • آستر شدن
    • از زیر محکم کردن یا پشتبند زدن
    • از زیر نگهداشتن
    • بالشتک کاغذی (که زیر کاغذ چاپی می گذارند)
    • در زیر قرار دادن یا قرار گرفتن
    • زمان گذشته ی : underlie
    • زیر فرشی
    • لایه زیرین
    • هر چیزی که در زیر قرار داده شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " underlay " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "underlay" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه