ترجمه "underlie" به فارسی

(بازرگانی) حق تقدم داشتن (به ویژه در مورد سود اوراق بهادار), اساس بودن, زیر چیزی قرار گرفتن یا قرار دادن بهترین ترجمه های "underlie" به فارسی هستند.

underlie verb دستور زبان

(intransitive) To lie in a position directly beneath. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (بازرگانی) حق تقدم داشتن (به ویژه در مورد سود اوراق بهادار)

  • اساس بودن

  • زیر چیزی قرار گرفتن یا قرار دادن

  • ترجمه های کمتر

    • شالوده بودن
    • مبنای چیزی بودن
    • پایه بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " underlie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "underlie" با ترجمه به فارسی

  • (بازرگانی) دارای حق اولویت · اساسی · اصلی · بدوی · بنيادى · بنیادی · بنیادین · در زیر · زیر بنایی · زیرین · نهانی · نهفته · واقعی · پایینی
  • ریشه
  • (بازرگانی) دارای حق اولویت · اساسی · اصلی · بدوی · بنيادى · بنیادی · بنیادین · در زیر · زیر بنایی · زیرین · نهانی · نهفته · واقعی · پایینی
اضافه کردن

ترجمه های "underlie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه