ترجمه "underlying" به فارسی

(بازرگانی) دارای حق اولویت, اساسی, اصلی بهترین ترجمه های "underlying" به فارسی هستند.

underlying adjective دستور زبان

lying underneath [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (بازرگانی) دارای حق اولویت

  • اساسی

    noun

    However, there is an underlying argument about logistics,

    هرچند، یک بحث اساسی وجود داره درباره تدارکات،

  • اصلی

    adjective

    It is wat underlies the inexorable passage from youth to old age.

    آنتروپی بستر اصلی گذار اجتناب ناپذیر از جوانی به پیری است.

  • ترجمه های کمتر

    • بدوی
    • بنيادى
    • بنیادی
    • بنیادین
    • در زیر
    • زیر بنایی
    • زیرین
    • نهانی
    • نهفته
    • واقعی
    • پایینی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " underlying " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "underlying" با ترجمه به فارسی

  • ریشه
  • (بازرگانی) حق تقدم داشتن (به ویژه در مورد سود اوراق بهادار) · اساس بودن · زیر چیزی قرار گرفتن یا قرار دادن · شالوده بودن · مبنای چیزی بودن · پایه بودن
اضافه کردن

ترجمه های "underlying" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه