ترجمه "undermine" به فارسی
تضعیف کردن, (پایه ی چیزی را) سست کردن, آسیب رساندن بهترین ترجمه های "undermine" به فارسی هستند.
undermine
verb
دستور زبان
To dig, tunnel, hollow out as if making a cave or opening. [..]
-
تضعیف کردن
hinder, sabotage
The last thing I would want to do is undermine you.
آخرین چیزی که می خوام تضعیف کردن شماست
-
(پایه ی چیزی را) سست کردن
-
آسیب رساندن
-
ترجمه های کمتر
- از زیر کندن
- سست کردن
- سوسه آمدن
- صدمه زدن
- نقب زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " undermine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "undermine" با ترجمه به فارسی
-
سایه افکندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن