ترجمه "underpinning" به فارسی
پشتبند, بنیان, شمع بهترین ترجمه های "underpinning" به فارسی هستند.
underpinning
verb
noun
دستور زبان
Present participle of underpin. [..]
-
پشتبند
-
بنیان
-
شمع
noun
-
ترجمه های کمتر
- (به ویژه دیوار) شالوده
- (جمع - عامیانه) پاها
- حمایت کردن
- پشتیبانی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " underpinning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "underpinning" با ترجمه به فارسی
-
(مثلا با ستون یا شمع و غیره) محکم کردن · اثبات کردن · تایید کردن · حمایت کردن · پشتبند زدن · پشتیبانی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن