ترجمه "underprivileged" به فارسی
محروم, دارای امتیازات اجتماعی کمتر بهترین ترجمه های "underprivileged" به فارسی هستند.
underprivileged
adjective
noun
دستور زبان
Deprived of the opportunities and advantages of other members of one's community. [..]
-
محروم
Part of the lottery of being an underprivileged kid.
یه قرعه کشی بین بچه های محروم بود
-
دارای امتیازات اجتماعی کمتر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " underprivileged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن