ترجمه "understanding" به فارسی
تفاهم, درک, فهم بهترین ترجمه های "understanding" به فارسی هستند.
understanding
adjective
noun
verb
دستور زبان
(uncountable) Mental, sometimes emotional process of comprehension, assimilation of knowledge, which is subjective by its nature. [..]
-
تفاهم
nounWithout words said, a wave of understanding rippled through the crowd.
بی آنکه کلامی گفته شود، موجی از تفاهم در میان جمعیت جریان یافت.
-
درک
nounability to think about and use concepts to deal adequately with an object
My parents don't understand me.
والدینم مرا درک نمی کنند.
-
فهم
nounI don't understand why you're giving me such a hard time.
نميفهمم چرا دارين اينقدر به من سخت ميگيرين.
-
ترجمه های کمتر
- شناخت
- هوش
- خرد
- عقل
- فهمیده
- توافق
- فهیم
- درایت
- برداشت
- عاقل
- هوشمندی
- استنتاج
- اندریافت
- بادرایت
- ویر
- بافهم و شعور
- شعور انسانی
- قوه ی ادراک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " understanding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "understanding"
عباراتی شبیه به "understanding" با ترجمه به فارسی
-
ساده سازی
-
قابلیت درک
-
متوجهی؟
-
متوجه شدن
-
یادداشت تفاهم
-
متوجه نمیشم · متوجه نمیشوم · متوجه نیستم · نمیفهمم
-
قابل فهم
-
(با کسی) تفاهم داشتن · (در بطن چیزی) مستتر بودن · آشنا بودن · استنتاج کردن · اطلاع داشتن · برداشت داشتن · درک کردن · دریافتن · رساندن · سررشته داشتن · شیرفهم کردن یا شدن · فرض کردن · فهمیدن · قلق چیزی را دانستن · معنی ضمنی داشتن · نتیجه گرفتن · پنداشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن