ترجمه "understandable" به فارسی
قابل فهم ترجمه "understandable" به فارسی است.
understandable
adjective
دستور زبان
Capable of being understood; comprehensible [..]
-
قابل فهم
adjectiveIt was as if that were the only understandable word he had spoken.
باز داشت، با همان زبان غیر قابل فهم حرف میزد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " understandable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "understandable" با ترجمه به فارسی
-
ساده سازی
-
قابلیت درک
-
متوجهی؟
-
متوجه شدن
-
یادداشت تفاهم
-
متوجه نمیشم · متوجه نمیشوم · متوجه نیستم · نمیفهمم
-
استنتاج · اندریافت · بادرایت · بافهم و شعور · برداشت · تفاهم · توافق · خرد · درایت · درک · شعور انسانی · شناخت · عاقل · عقل · فهم · فهمیده · فهیم · قوه ی ادراک · هوش · هوشمندی · ویر
-
(با کسی) تفاهم داشتن · (در بطن چیزی) مستتر بودن · آشنا بودن · استنتاج کردن · اطلاع داشتن · برداشت داشتن · درک کردن · دریافتن · رساندن · سررشته داشتن · شیرفهم کردن یا شدن · فرض کردن · فهمیدن · قلق چیزی را دانستن · معنی ضمنی داشتن · نتیجه گرفتن · پنداشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن