ترجمه "unending" به فارسی
بی پایان, تمام نشدنی, ابدی بهترین ترجمه های "unending" به فارسی هستند.
unending
adjective
دستور زبان
Not ending; having no end. [..]
-
بی پایان
And heed it or live a life of unending peril.
و بهش گوش کن یا زندگی پر از خطر بی پایان رو داشته باش.
-
تمام نشدنی
-
ابدی
adjectiveA happy, unending life with family and friends.—Psalm 37:11, 29.
میتوانید با عزیزانتان از زندگیای ابدی و سعادتمند لذّت برید.—مزمور ۳۷:۱۱، ۲۹.
-
همیشگی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unending " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن