ترجمه "unequal" به فارسی
نابرابر, نامساوی, نامنظم بهترین ترجمه های "unequal" به فارسی هستند.
unequal
adjective
noun
دستور زبان
Not the same. [..]
-
نابرابر
Having a different value.
Kids do worse in the more unequal societies.
کودکان در جوامع بیشتر نابرابر بدتر عمل می کنند.
-
نامساوی
As the alleys all endedin the very irregular walls of the garden, they were of unequal length.
خیابانها همه به دیوار نامرتب باغ که طولش در نقاط مختلف نامساوی بود منتهی میشدند.
-
نامنظم
Her unequal pulse was now almost imperceptible.
نبضش که نامنظم بود حالا دیگر تقریبا احساس نمیشد.
-
ترجمه های کمتر
- نامتناسب
- ناتوان
- mkhtlf
- نابسنده
- نامتقارن
- ناهمسنگ
- ناهموزن
- نایکسان
- نامتعادل
- (نادر) غیر منصفانه
- خارج از عهده ی کسی
- ناهم دیس
- ناهم شکل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unequal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unequal" با ترجمه به فارسی
-
بی رقیب · بی مثل · بی نظیر · بی همتا · عالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن