ترجمه "uneventful" به فارسی
یکنواخت, عادی, بی حادثه بهترین ترجمه های "uneventful" به فارسی هستند.
uneventful
adjective
دستور زبان
monotonous; lacking significant or noteworthy events [..]
-
یکنواخت
-
عادی
adjectiveSeveral uneventful hours later
چند ساعت بعد همه چیز عادی بود
-
بی حادثه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بی رویداد
- عاری از رویدادهای مهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uneventful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن