ترجمه "unfair" به فارسی
ناروا, نادرستانه, نامنصف بهترین ترجمه های "unfair" به فارسی هستند.
unfair
adjective
verb
دستور زبان
Not fair, unjust. [..]
-
ناروا
The attack on thisdefendant, by the district attorney, seemed too unfair and uncalledfor that was all.
به نظر من، حمله آقای دادستان به متهم نامنصفانه و ناروا بود.
-
نادرستانه
-
نامنصف
-
ترجمه های کمتر
- نادرست
- بی انصاف
- غیر منصفانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unfair " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Unfair
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Unfair" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unfair در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "unfair" با ترجمه به فارسی
-
رقابت ناعادلانه · رقابت ناقص
-
بی عدالتی · بیداد · خطا · ستم · ظلم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن