ترجمه "unfeeling" به فارسی

سنگدل, بی حس, بیحس بهترین ترجمه های "unfeeling" به فارسی هستند.

unfeeling adjective دستور زبان

Without emotion or sympathy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگدل

    adjective

    Sometimes, Cora, you can be curiously unfeeling.

    بعضي وقت ها ، " کورا " ، به طرز نادري سنگدل ميشي.

  • بی حس

  • بیحس

    16 If we continue to ignore the warnings of our conscience, its voice will become weaker and weaker until we are morally unfeeling or insensitive.

    ۱۶ چنانچه هشدارهای وجدانمان را ناشنیده بگیریم صدای آن تضعیف خواهد شد، تا حدی که دلمان از لحاظ اخلاقی قسیّ و بیحس میگردد.

  • ترجمه های کمتر

    • ظالم
    • کرخ
    • بی احساسات
    • دل سخت
    • فاقد احساس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unfeeling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unfeeling
+ اضافه کردن

"Unfeeling" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unfeeling در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "unfeeling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه