ترجمه "unfinished" به فارسی
ناتمام, (نقاشی میز و دیوار و غیره) ناتمام, (پارچه ی پشمی) پرداخت نشده بهترین ترجمه های "unfinished" به فارسی هستند.
unfinished
adjective
دستور زبان
not finished, not completed [..]
-
ناتمام
adjectiveAnd for more than a century this journey has remained unfinished.
و بیش از یک قرن این سفر ناتمام مانده.
-
(نقاشی میز و دیوار و غیره) ناتمام
-
(پارچه ی پشمی) پرداخت نشده
-
ترجمه های کمتر
- تمام نشده
- فاقد رنگ آخر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unfinished " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unfinished" با ترجمه به فارسی
-
باقیمانده · بیکار افتاده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن