ترجمه "ungainliness" به فارسی

زشتی, ناازموده, بی لطافت بهترین ترجمه های "ungainliness" به فارسی هستند.

ungainliness noun دستور زبان

The state of being ungainly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زشتی

    noun

    He was much below the middle height, but his large head, which seemed to hang loosely on his body, gave him an odd ungainliness.

    از حد معمول کوتاهتر بود، اما سر بزرگش، که روی بدنش شل و ول به نظر میرسید، زشتی و بیقوارگی ویژهیی به وی میداد.

  • ناازموده

  • بی لطافت

  • بی لطف

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ungainliness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ungainliness" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) با خشونت و زشتی · بدترکیب · بدقواره · بی شاخ و دم · خشن · دست و پاچلفتی · نا خوشایند · کت و کلفت
اضافه کردن

ترجمه های "ungainliness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه