ترجمه "ungainly" به فارسی
بدقواره, بدترکیب, خشن بهترین ترجمه های "ungainly" به فارسی هستند.
ungainly
adjective
دستور زبان
clumsy; lacking grace. [..]
-
بدقواره
-
بدترکیب
-
خشن
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) با خشونت و زشتی
- بی شاخ و دم
- دست و پاچلفتی
- نا خوشایند
- کت و کلفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ungainly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ungainly" با ترجمه به فارسی
-
بی لطافت · بی لطف · زشتی · ناازموده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن