ترجمه "unitary" به فارسی
اتحادی, متحدانه, يكتاپرست بهترین ترجمه های "unitary" به فارسی هستند.
unitary
noun
adjective
دستور زبان
Having the quality of oneness. [..]
-
اتحادی
-
متحدانه
-
يكتاپرست
-
ترجمه های کمتر
- هم پیوسته
- وابسته به اتحاد
- وابسته به یکان یا واحد (رجوع شود به unit)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unitary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unitary" با ترجمه به فارسی
-
ماتریس یکانی
-
گروه یکانی
-
حکومت متمرکز
-
گروه واحد ویژه
-
حکومت متمرکز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن