ترجمه "unite" به فارسی

به هم پیوستن, متحد شدن, متحد کردن بهترین ترجمه های "unite" به فارسی هستند.

unite verb noun دستور زبان

To come or bring together as one. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به هم پیوستن

  • متحد شدن

    verb

    When her evil became too great to bear, the tribes united to defeat her.

    وقتی شیطان درونش غیرقابل تحمل شد قبیله ها متحد شدن تا شکستش بدن

  • متحد کردن

    verb

    He who has united this land will understand this!

    ! اون کسي که اين سرزمين رو متحد کرده ، اينو ميفهمه

  • ترجمه های کمتر

    • وصلت دادن
    • پیوستن
    • یگانستن
    • (سابقا - سکه ی طلای انگلیسی برابر با 02 شیلینگ) یونیت
    • ازدواج کردن
    • به عقد هم درآوردن یا در آمدن
    • جفت شدن یا کردن
    • جفت کردن
    • جوش خوردن
    • متحد کردن یا شدن
    • متصل کردن یا شدن
    • متفقا عمل کردن
    • هم پیوند کردن یا شدن
    • همبسته کردن یا شدن
    • همگام شدن
    • وصل کردن یا شدن
    • وصلت کردن
    • یکی کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unite
+ اضافه کردن

"Unite" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unite در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "unite" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "unite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه