ترجمه "univalent" به فارسی

ناجفت, (زیست شناسی - فامتن) تک, (شیمی) تک گنجایی بهترین ترجمه های "univalent" به فارسی هستند.

univalent adjective noun دستور زبان

(genetics) Of, or relating to a chromosome that is not paired with its homologous chromosome during synapsis. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناجفت

  • (زیست شناسی - فامتن) تک

  • (شیمی) تک گنجایی

  • ترجمه های کمتر

    • (نرم تن) یک کفه ای
    • تک لته
    • تک کپه
    • صدف تک کپه (univalved هم می گویند)
    • یک ظرفیتی (monovalent هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " univalent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "univalent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه