ترجمه "unity" به فارسی

واحد, وحدت, یگانگی بهترین ترجمه های "unity" به فارسی هستند.

unity noun دستور زبان

(uncountable) oneness; state of being one or undivided; united in mind or purpose [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واحد

    noun

    welcome to oscorp industries unity day festival

    به جشنواره ي واحد صنعتيه آزكورپ خوش آمديد

  • وحدت

    noun

    Ropes are the correct thing we must preserve the unities, as we say on the boards.

    بهترش همین طنافاست و به اصطلاح ملاحها وحدت رو بایست حفظ کرد.

  • یگانگی

    noun

    We follow the way of peace, justice, unity.

    ما راه آرامش ، عدالت و یگانگی رو دنبال می کنیم

  • ترجمه های کمتر

    • یک
    • یکان
    • اتحاد
    • همبستگی
    • یکپارچگی
    • هماهنگی
    • اتفاق
    • یکی
    • توافق
    • ساختاره
    • همبسته
    • یکتایی
    • یکدستی
    • یگانی
    • همسازی
    • تکی
    • سازش
    • برابری
    • سازگاری
    • ادم
    • درستی
    • تک
    • کسی
    • (ریاضی) یکا
    • (طبق نظر ارسطو و نقد گران نئوکلاسیک) وحدت تئاتری ( the )three( unities هم می گویند)
    • بی عیبی
    • رجوع شود به unit
    • رقم مرتبه ی اول
    • هم پیوندی
    • وحدت سه گانه (مشتمل بر: وحدت زمان unity of time - وحدت مکان unity of place - وحدت داستان unity of action)
    • گروه متحد
    • یکه 0
    • یکی بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unity proper

A female given name. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وحدت

    Ropes are the correct thing we must preserve the unities, as we say on the boards.

    بهترش همین طنافاست و به اصطلاح ملاحها وحدت رو بایست حفظ کرد.

عباراتی شبیه به "unity" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "unity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه