ترجمه "unitive" به فارسی
اتحادگرای, متحدانه, متحد بهترین ترجمه های "unitive" به فارسی هستند.
unitive
adjective
دستور زبان
Of, causing, or involving unity. [..]
-
اتحادگرای
-
متحدانه
-
متحد
adjectiveBut one that demands we all unite behind a common cause.
ولی چیزی که همه ما خواستارشیم اینه که بخاطر یه دلیل متحد باشیم.
-
متمایل به اتحاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unitive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unitive" با ترجمه به فارسی
-
آکادمی نظامی وستپوینت
-
بریتانیا · ممالک متحده ی بریتانیا (انگلیس و اسکاتلند و ایرلند شمالی - پایتخت : لندن - 120442 کیلومتر مربع) · پادشاهی انگلستان · پادشاهی متحد · پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی · پادشاهی متحده · کشور پادشاهی انگلستان · یو.کی
-
متمم پنجم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
-
متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده
-
نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا · نیروی هوایی ایالات متحده ی امریکا
-
سازمان ملل · سازمان ملل (مخفف : .U.N - تاسیس : 6491 - مقر: نیویورک) · سازمان ملل متحد · سازمان ملل متّحد · ملل متحد · ملل متحد، سازمان ملل متحد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن