ترجمه "unitive" به فارسی

اتحادگرای, متحدانه, متحد بهترین ترجمه های "unitive" به فارسی هستند.

unitive adjective دستور زبان

Of, causing, or involving unity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتحادگرای

  • متحدانه

  • متحد

    adjective

    But one that demands we all unite behind a common cause.

    ولی چیزی که همه ما خواستارشیم اینه که بخاطر یه دلیل متحد باشیم.

  • متمایل به اتحاد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unitive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unitive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "unitive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه