ترجمه "unlearned" به فارسی
بی دانش, جاهل, فطری بهترین ترجمه های "unlearned" به فارسی هستند.
unlearned
adjective
verb
دستور زبان
Of a person, ignorant, uneducated, untaught, untrained. [..]
-
بی دانش
-
جاهل
adjective -
فطری
-
ترجمه های کمتر
- نا آموختنی
- نا آموخته
- نادانشمند
- نافرهیخته
- نهادی
- نیاموخته
- کم سواد
- یاد گرفته نشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unlearned " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن