ترجمه "unleash" به فارسی

(مجازی) فرو باریدن, (مهار یا عنان را) برداشتن, آزاد کردن بهترین ترجمه های "unleash" به فارسی هستند.

unleash verb دستور زبان

To free from a leash, or as from a leash; to let go; to release; as, to unleash dogs. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (مجازی) فرو باریدن

  • (مهار یا عنان را) برداشتن

  • آزاد کردن

    verb

    A device to amplify tachyons and unleash the full power of the crystals.

    يه دستگاه براي تقويت کردن تاکيون ها و آزاد کردن تمام انرژي کريستال ها.

  • ترجمه های کمتر

    • رها کردن
    • شکوفا کردن
    • فرو افکندن
    • منتفی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unleash " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unleash
+ اضافه کردن

"Unleash" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unleash در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "unleash" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "unleash" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه