ترجمه "unlikely" به فارسی

غیر محتمل, بعید, ناخوشایند بهترین ترجمه های "unlikely" به فارسی هستند.

unlikely adjective noun adverb دستور زبان

Not likely; improbable; not to be reasonably expected; as, an unlikely event; the thing you mention is very unlikely. Not holding out a prospect of success; likely to fail; unpromising; as, unlikely means. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غیر محتمل

    adjective

    It seemed unlikely that Tom wouldn't come to Mary's birthday party.

    به نظر غیر محتمل می رسید که تام به جشن تولد ماری نیاید.

  • بعید

    And that's not so unlikely, given how connected our world is.

    و این خیلی بعید نیست، با توجه به میزان ارتباطات در جهان ما.

  • ناخوشایند

    adjective

    didn't go to skeletal muscle made that seem unlikely.

    به این بافت ها وارد نمی شوند، این موضوع را کمی ناخوشایند می ساخت.

  • ترجمه های کمتر

    • ناشاید
    • ناشوند
    • باور نکردنی
    • غیر قابل باور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unlikely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unlikely
+ اضافه کردن

"Unlikely" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unlikely در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "unlikely" با ترجمه به فارسی

  • عدم تشابه
  • غیر جذاب · نچسب
  • (محلی) غیر محتمل · بر خلاف · بر عکس · بی شباهت · غیر عادی · غیر معمول · متفاوت · ناروال · نامشابه · ناهمانند
  • غیر جذاب · نچسب
اضافه کردن

ترجمه های "unlikely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه