ترجمه "unlimber" به فارسی

سفت, (با جدا کردن ارابه ی ساز و برگ از توپ) توپ را آماده ی کارزار کردن, (به ویژه اندام و عضلات) چست کردن بهترین ترجمه های "unlimber" به فارسی هستند.

unlimber verb دستور زبان

(obsolete) To deploy an artillery piece for firing (ie, to detach it from its limber). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفت

    adjective
  • (با جدا کردن ارابه ی ساز و برگ از توپ) توپ را آماده ی کارزار کردن

  • (به ویژه اندام و عضلات) چست کردن

  • ترجمه های کمتر

    • آماده کردن یا شدن
    • انعطاف پذیر کردن
    • بی نرمش
    • تیار کردن یا شدن
    • نرمش دار کردن
    • کم انعطاف
    • کم خمش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unlimber " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unlimber" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه